محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4545
تاريخ الطبرى ( فارسي )
در اين سال ابو حمزهء خارجى از جانب عبد الله بن يحيى طالب الحق در مراسم حج حضور يافت و حكميت خاص خداست گفت و مخالفت مروان بن محمد را آشكار كرد . سخن از حضور ابو حمزهء خارجى در مراسم حج موسى بن كثير وابستهء خارجيان گويد : وقتى سال صد و بيست و نهم به سر رسيد يكباره كسان در عرفه عمامه هاى سياه خرقانى را ديدند كه بر سر نيزه ها بود ، آنها هفتصد كس بودند و كسان از ديدنشان وحشت زده شدند و گفتند : « شما كيستيد و كارتان چيست ؟ » گفتند كه مخالف مروانند و خاندان مروان ، و از آنها بيزارى مىكنند . گويد : عبد الواحد بن سليمان كه در آن وقت عامل مدينه و مكه بود كس فرستاد و دربارهء صلح با آنها سخن كرد ، گفتند : « ما كار حج خويش را بيشتر اهميت مىدهيم و بدان بيشتر دلبستگى داريم . » پس با آنها صلح كردند كه تا روز بعد از ختم مراسم همه از همديگر در امان باشند . پس جداگانه در عرفه توقف كردند . عبد الواحد بن سليمان ابن عبد الملك بن مروان كسان را ببرد و چون در منى جاى گرفتند عبد الواحد را پشيمان كردند و گفتند : « دربارهء آنها خطا كردى اگر حج گزاران را بر ضد آنها واداشته بودى بيشتر خورندگان يك سر نبودند . » گويد : ابو حمزه در قرين الثعالب جاى گرفت و عبد الواحد در خانهء حكومت جاى گرفت . آنگاه عبد الواحد ، عبد الله نوادهء حسن بن على و محمد نوادهء عثمان و عبد الرحمان بن قاسم نوادهء ابو بكر و عبيد الله نوادهء عمر بن خطاب و ربيعة بن ابى - عبد الرحمان و كسانى امثال آنها را سوى ابو حمزه فرستاد كه بنزد وى رفتند . ابو حمزه روپوش پنبه اى كلفتى به تن داشت . عبد الله بن حسن و محمد بن عبد الله كسان را براى وى نام بردند . نسب آنها را پرسيد كه نسب خويش را بگفتند كه روى ترش كرد و آنها را ناخوش داشت آنگاه از عبد الرحمان بن قاسم و عبيد الله بن عمر پرسش كرد كه